فرهنگ جامعه و محيط:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

فرهنگ جامعه و محيط

مقصود ما از فرهنگ جامعه، همان معنايي است که جامعه شناسان براي فرهنگ برشمرده و آن را « مجموع رفتارهاي اکتسابي و ويژگي اعتقادي اعضاي يک جامعه ي معين » تعريف کرده اند. [1]

در ميان عواملي كه بر تعيين الگوي مصرف در يك جامعه نقش دارند، به نطر مي رسد «فرهنگ حاكم بر جامعه» مؤثرتر و داراي تأثير عميق تري مي باشد؛ زيرا اعمال و تصميم گيري افراد آينه تمام نماي عقايد، انديشه ها و نحوه نگرش به جهان هستي و ارزش هاي مورد قبول آن هاست. از سوي ديگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افكار و عقايد اجزاي اصلي تشكيل دهنده فرهنگ هر جامعه مي باشند. بنابراين، فرهنگ در فرايند تصميم گيري و اعمال و رفتار اقتصادي افراد جامعه نقشي اساسي دارد. [2]

منظور از محيط نيز محيط اجتماعي و به طور کلي عوامل و نيروهاي خارج از فرد است که مي تواند در رفتار او مؤثر باشد. محيط به اين معنا ، فرهنگ را نيز در بر مي گيرد . به دليل اهميت موضوع، نقش و تأثير هر يک از اين موارد را در رويکردهاي فردي و اجتماعي ، به صورت جداگانه بررسي خواهيم کرد.

« محيط اجتماعي از روابط ميان افراد يک خانواده آغاز مي شود . سپس مدرسه، هم سالان ، جامعه، فرهنگ ، مذهب، وسايل ارتباط جمعي، شغل، مؤسسات ،انجمن ها و محافل مذهبي، علمي ، هنري و سياسي ، اجتماعات، و… را شامل مي شود . هر کدام از اين محيط ها به عنوان يک عامل مهم بر روي انسان تأثير مي گذارند که از جمله آثار آن ، جهت دهي به رفتار انسان است که وسايل ارتباط جمعي رفتار ارايه شده را شکل و جهت مي دهد. يکي ديگر از آثار آن ، الگو دهي است که بر اساس آن ، عوامل تشکيل دهنده محيط اجتماعي هو چون والدين ، همتايان، معلم و وسايل ارتباط جمعي با ارايه الگوهايي در زمينه هاي اخلاق،يادگيري ، رفتارو…در رشد جنبه هاي مختلف شخصيت و رفتار انسان ها سهيم مي شوند. » [3]

« فرهنگ نيز در تکوين و شکل بندي شخصيت اجتماعي هر جامعه سهم بسزايي دارد . هر چند تفاوت هاي شخصيتي ميان افراد يک جامعه زياد است ، ولي نوعي اثر فرهنگي روي شخصيت وجود دارد که هيچ کس نمي تواند از آن برکنار بماند . البته شخص از فرجه هاي آزادي عملي که در هر فرهنگي کم و بيش براي افراد وجود دارد ، براي سازمان دادن به شخصيت فردي خود استفاده مي کند، ولي شخصيت اجتماعي او به ميزان وسيعي نشان از فرهنگش دارد. » [4]

با اين دو مقدمه به تأثير محيط و فرهنگ در چگونگي نگرش و رفتار افراد نسبت به مسايل زندگي مي توان پي برد. پس اگر محيط اجتماعي و فرهنگ جامعهه انساني با انديشه خداشناسي و خداپرستي ناهمگون باشد و افراد بدون توجه به دين و ارزش هاي ديني، در انديشه شهوت راني ، ماده پرستي و خوش گذراني باشند، کم کم همه افراد، انديشه هايشان را به حکم اصل« انطباق با محيط » ، با محيط اجتماعي و فرهنگ اخلاقي موجود سازگار مي کنند . در نتيجه ، انديشه هاي متعالي خداشناسي ، خداپرستي و خدادوستي ، جاي خود را به افکار پست مادي گرايانه مانند : پوچ انگاري هستي و بي حساب و کتاب دانستن کار جهان مي دهد.

جو فاسد اجتماعي ، جو روحي را فاسد مي کند و جو فاسد روحي ، زمينه رشد انديشه هاي متعالي راضعيف و زمينه رشد انديشه هاي پست را تقويت مي کند. به همين دليل، مکتب اسلام به اصلاح محيط اجتماعي ، اهتمام فراوان دارد . اگر به جوامع فاسد گذشته نظري بيافکنيم ، مي نگريم که مسلمانان هجرت را اختيار مي کردند ؛ زيرا اصل، هجرت انسان هاي پاک و متعهد براي سالم ماندن زنان و فرزندانشان از مفاسد اجتماعي آن روز بود . آنان از همه چيز چشم مي پوشيدند و از همه چيز و همه کس دست مي کشيدند تا در محيط پاک و سالمي زندگي کنند. [5]

در اين جا مناسب است که اصل هجرت را در قرآن کريم مد نظر قرار دهيم آن گاه که به فاسدان و افراد آلوده به گناه گفته مي شود : چرا فساد کرديد و چرا به خدا ايمان نياورديد ؟ مي گويند : ما در محيط و جامعه اي بوديم که اطلاعات لازم و امکانات درست در اختيار نداشتيم و نتوانستيم تحقيق و بررسي کنيم .

خداوند متعال در اين باره مي فرمايد: « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّئهُمُ الْمَلَئكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ  قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ في الْأَرْضِ  قَالُواْ أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتهَُاجِرُواْ فِيهَا  فَأُوْلَئكَ مَأْوَئهُمْ جَهَنَّمُ  وَ سَاءَتْ مَصِيرًا [6]؛كساني كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالي كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالي بوديد؟ (و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صفِ كفّار جاي داشتيد؟!)» گفتند: «ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم.» آنها [فرشتگان‏] گفتند: «مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!» آنها (عذري نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدي دارند. »

چون محيط اجتماعي و فرهنگ جامعه بر روي افراد تأثير بسيار زيادي مي گذارد ، مسئوليت مهمي دامن گير انسان هاي متعهد و مسلمان مي شود و آن ، انتخاب جامعه و محيط خوب است . به گفته شهيد مطهري ، يکي از چيزهايي که موجب اعراض و تنفر مردم از خدا و دين و همه معنويات مي شود ، آلوده بودن محيط و غرق شدن افراد در شهوت پرستي و هواپرستي است . محيط آلوده همواره اسباب تحريک شهوت و تن پروري و حيوان صفتي را فراهم مي کند. بديهي است که غرق شدن در شهوات پست حيواني با هر گونه احساس تعالي؛ اعم از تعالي مذهبي و اخلاقي يا علمي و هنري منافات دارد و همه آن ها را مي ميراند.  [7]

در نتيجه ، اگر فرهنگ و محيط اجتماعي در يک جامعه با تجمل گرايي همراه باشد ، همه اعضاي اين جامعه به سمت تجمل گرايش پيدا مي کنند.

[1] بروس کوئن ، مباني جامعه شناسي، ترجمه :غلام عباس توسلي و فاضل ، ص59

[2] ابراهيم رزاقى،الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش، 1374، ص 163ـ164

[3]  دفتر همکاري حوزه و دانشگاه،روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي ، صص 221-223

[4] عبدالحسين نيک گهر، مباني جامعه شناسي ،چاپ اول، بي جا، انتشارات رايزن، 1369،ص275

[5]  محمد دشتي، مسئوليت تربيت ، ص33

[6]  نساء /97

[7]  ر.ک : مرتضي مطهري،  امدادهاي غيبي در زندگي بشر، ص24

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *